92/2/6
عزیزای دلم خیلی دوووووووووستون دارم
ماشاالله روز به روز شیرینتر میشید , آدم میخواد بخوووووووووووووورتتون 

مامانیای عشقولی من
31 رفتیم واکسن 6 ماهگتینو با چند روز تاخیر واستون زدیم ( انقدر زنه بد اخلاقو عجول بود که آدم حالش بد میشد )
از اونجا رفتیم خونه مامان عطی که اگه تب کردید و بی تاب بودبد تنها نباشم ولی مااشاالله اصلا اذیت نکردید و
خداروشکر اذیت هم نشدید , شبش دایی یزدانتون اومد اونجا و حاجی مامانم هم اومد پایین واسه شام و فرداش
من رفتم واستون لباس خونگی خریدم و آخر شب برگشتیم خونه .
خداروشکر اینم گذشت 
دو روزه روزی 10 دقیقه میذارمتون روروئک خیلی دوست دارید اولش بلد نبودبد اما کم کم راه افتادید و کلی ذوق
کردید .
عزیزای دلم خیلی دوستون دارم
ایلیا عاشق این هستی که پارچه بندازم رو صورتت و یهو بکشمو بگم دااااااااالی و تو بخندی 
امیر علی خیلی قلقلکی هستی و از هیجان دستتو تا مچ میچپونی تو دهنت
پسر گلم امیر علی جوووووون واستاده تنهایی 

حموم و آبتنی






92/2/6
